|
هر گل نو ز گلرخی یاد همی کند ولی گوش سخن شنو کجا، دیده اعتبار کو *** حرفی نداشتم بزنم گفتم بیام الکی اعلام وجود کنم... حرفیه؟؟؟
دل که میگیرد چرا نمی خواهد. دل که می گیرد همه چیز مزید بر علت می شود. دل که می گیرد گرفته! دل که می گیرد، حرصت می گیرد ازینکه مدتهاست با کاغذ قهری، با خدا قهری، با خودت قهری، با همه قهری! حرصت می گیرد از خودت. دل که می گیرد می گیرد
مست و خراب بر در میخانه ایم بر گذر پیش جماعت روان بر گذر پیش همه حاضراند 88.7.27 به خدا بابائیم خودش اجازه میده شعرهاشو بذارم اینجا
ما دل سپرده ایم با تشکر از بابایی خوبم با این شعرهای قشنگش...
پس چنین پنداشتی که من هم همه چیز را پس از مدتی فراموش می کنم که به زانو می افتم در مقابل اسب سرکش تو ناله می کنم که سراغ جادوگری می روم تا جامی از هلاهل برایم بجوشاند نه نگاهی نه ناله ای نه دعایی نفرین بر تو! سزای تو این است. سوگند به بهشت به تمامی آنچه مقدس است وحقیقت سوگند به شبهای پر التهاب شور و شرر، دیگر پیش تو باز نمی گردم
|
About![]()
یک کمی ستاره روی صورتم بپاش Archivesآبان 1388مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 Links
سال های تاکنون |